شهمردان بن أبى الخير رازى

9

روضة المنجمين ( فارسى )

زير او بنهى و اگر در ديگر مرتبها افتذ پنج « 1 » بر مرتبهء كى از پيش او بوذ بر دست راست فزايى چه آن يكى ده است و نيمهءش « 2 » پنج بوذ برين نسق . مثالش : خواستيم كى 834 را تنصيف كنيم ، چهار بدونيم كرديم ، دو بوذ ، و سه را تنصيف كرديم يكى و نيم ، يكى ، بجاى « 3 » سه بنهاذيم و پنج از بهر نيمه بر دو فزوديم كى آحاد اوست و هشت را تنصيف كرديم چهار بوذ حاصل آمذ 417 . باب ششم : [ در ] ضرب ( 9 ) مقصود آنست كى دو مال بوذ و خواهى كى مال اوّل بعدد مال دوم برگيرى چنانك ده اندر ده ، ده بار ده ، و عمل اين چنانست كى مال مضروب بر زبر بنهى و مضروب فيه اندر سطر زيرين ، چنانك آحاد اين برابر آخر مرتبهاى زيرين بوذ . پس عدد مرتبهء آخر مضروب اندر مرتبهء آخر مضروب فيه ضرب كنى و آنچ برآيذ زبر او بنهى هم اندر راستى سطر مضروب ، و اگر عشرات فزون شوذ يكى مرتبه از برابر مضروب فيه فراپيش روى ، و هم‌چنين تا از ضرب كردن مرتبهء آخر اندر جزءهاى مضروب فيه پرداخته شوى . آنگاه عددهاى زيرين را يك مرتبه نقل كنى سوى دست راست . اگر بر سر آحاد او صفرى بوذ از سطر زيرين يك بار ديگر نقل كنى چه ، صفر اندر هرچ ضرب كنى ، هم صفر بوذ و هيچ حاصل نيايذ پس بنگرى تا برابر آحاد مضروب فيه چه افتاذست بر رسم ، و عمل پيشين اندر آخر مرتبهاى مضروب فيه ضرب كنى . و هرچ از نه فزون شوذ در مرتبهء عشرات او افزايى و عمل برين گونه همىبايذ كردن و چون از يك جزء فارغ شوى ، نقل كردن فروذين را تا از همه پرداختن ، و آحاد برابر آحاد رسيذن . مثالش : خواستيم كى 1052 اندر 12 ضرب كنيم برين مثال بنهاديم ؟ ؟ ؟ و اگر اين كى دوازده است كى دو مرتبه است سه مرتبه بوذى يا بيشتر ، آحاد مضروب فيه از جايگاه خويش بنگذشتى چنانك گفتيم ، پس يكى آخر مرتبهء زيرين اى « 4 » هزار اندر يكى فروذين

--> ( 1 ) . نسخه تهرانى و ملك و توبينگن و قاهره : به جاى « بر » ، « با » آمده است . ( 2 ) . نيمهءش - نيمه‌اش ( 3 ) . نسخه تهرانى و توبينگن و ملك : « بجايگاه » ( 4 ) . اى - يعنى